‏نمایش پست‌ها با برچسب ویلهلم گایگر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ویلهلم گایگر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ شهریور ۱۱, چهارشنبه

به یاد ویلهلم گایگر

GEIGER, WILHELM, German scholar of Iranian and Indian philology (b.1856, d.1943). #Iranica flip.it/my0HC

يادش گراميباد، ویلهلم گایگر Wilhelm Geiger ایرانشناس و خاورشناس آلمانی، در ٢‌سپتامبر‌١٩٤٣ زندگى را بدرود گفت. برای آگاهی بیشتر از زندگی و آثار استاد گایگر به مدخل GEIGER, WILHELM در دانشنامۀ ایرانیکا مراجعه کنید:


ویلهلم گایگر Wilhelm Geiger ایرانشناس و خاورشناس آلمانی


از زندگی خصوصی ویلهلم گایگِر (Wilhelm Geiger) در هنگام کودکیش آگاهی زیادی در دست نیست. در شهر نورنبرگ در جنوب آلمان زاده شد. پدرش کشیش بود و از قرار او را به زبان‌ها و فرهنگ‌های باستانی علاقمند کرد.
در ۲۰ سالگی تز دکترایش را در شهر ارلانگن (Erlangen) درباره یکی از بخش‌های اوستا نوشت و در ۲۶ سالگی کتاب ارزنده و ماندگاری درباره فرهنگ سرزمین‌های خاوری ایران باستان منتشر کرد.
تا ۳۵ سالگی در چند شهر در جنوب آلمان آموزگار بود تا این‌که در همان سال به عنوان استاد ایران‌شناسی به ارلانگن رفت.
۴۰ ساله بود که با همکاری چند ایران‌شناس دیگر انتشار مجموعه ماندگار "مبانی زبان و ادبیات ایران" (Grundriss der iranischen Philologie) را آغاز کرد که پس از ۸ سال در دو مجلد بزرگ تنظیم و تدوین شد.
بخش‌هایی از این مجموعه ارزنده که جغرافیا و تاریخ زبان و فرهنگ ایران از باستان تا زمان نگارنده را دربر می‌گیرد، به فارسی ترجمه شده است. یکی از این‌ها "حماسه ملی ایران" اثر تئودور نولدکه است که توسط بزرگ علوی به فارسی برگردانده شده است. زندگی نولدکه پیش‌تر در همین تقویم آمده است.
ویلهلم گایگر دوره دوم پژوهش‌های خود را بیشتر صرف زبان و ادبیات هند و سریلانکا کرد. او نخستین خاورشناسی است که اروپا را با زبان و ادبیات سریلانکا آشنا کرد و دو کتاب تاریخی مهم به نام‌های "دیپاوامسا" و "ماهاوامسا" را از این زبان به آلمانی ترجمه کرد و با همکاری خاورشناسان دیگر یک خودآموز زبان سانسکریت انتشار داد.
ویلهلم گایگر پژوهش‌های ماندگاری هم در شناخت آیین بودا دارد و به این خاطر در ۷۹ سالگی مدال افتخاری از دست امپراتور ژاپن دریافت کرده است.
ویلهلم گایگر در ۸۷ سالگی در مونیخ درگذشت.

https://twitter.com/iranologyscty/status/638826492378517504

https://twitter.com/iranologyscty/status/506768928748879872


۱۳۹۴ مرداد ۱۴, چهارشنبه

ایرانشناسی در جهان، بخش پنجم و پایانی

 طهمورث ساجدی

دانشکده ادبیات دانشگاه تهران

در قرن بیستم میلادی ایران‌شناسی در ایران در پی دستاوردهای ایران‌شناسان خارج از کشور، شکل گرفت و ایران‌شناسان داخل کشور با بیداری و آگاهی به جمع‌آوری و صیانت آنها پرداختند. این جهش ابتدا بیشتر جنبة کنجکاوی و تحسین داشت، اما به تدریج علاقة شدید به شناخت مظاهر ملی و جلوه‌های فرهنگی و نیز صیانت آنها را در پی آورد. ظاهراً اصطلاح «ایران‌شناسی» سالها پس از بنیانگذاری آن وضع شد؛ پیش از آن، ایران‌شناسان اصطلاح «مطالعات ایرانی» به‌کار می‌بردند و حتی آنتوان میه که خود ایران‌شناس بود، در سال ۱۹۲۲ اصطلاح «ایرانیسم»برای آن اختیار کرد، در حالی که در همان زمان گایگر مجلة ایران‌شناسی را در آلمان منتشر می‌کرد. ظاهراً در ایران اصطلاح «ایران‌شناسی» را نخستین بار احمد کسروی در مقدمة شهریاران گمنام (۱۳۰۷ش) به‌کار برده است که در سال بعد (همان، ص۲۵۲) اصطلاح «ایران‌شناسی» را نیز به‌کار برد و سپس در سال ۱۳۰۹ ابراهیم پورداود آن را در پیشگفتاری که در برلین بر کتاب دینشاه ایرانی نوشت، تکرار کرد (ص۲۱۹) و از آن پس، استفاده از آن به‌تدریج میان ایران‌شناسان داخل کشور متداول شد. ادامه