‏نمایش پست‌ها با برچسب جشنهای باستانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جشنهای باستانی. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۲ اردیبهشت ۲, شنبه

جشن اردیبهشتگان

بر افکند ای صنم ابر بهشتی / زمین را خلعت اردیبهشتی؛ دقیقی، سدۀ چهارم. #جشن_اردیبهشتگان فرخنده باد. اردی‌بهشت در #اوستا یعنی «بهترین راستی»؛ این فرشته (=امشاسپند، Amešāspand) نمایندۀ صفت راستی و پاکیِ اهورامزدا و نگهبان همۀ آتش‌های روی زمین است. (تصویر آتش مقدّس در آتشکدۀ یزد)

تصویر آتش مقدّس در آتشکدۀ یزد

بگفتۀ کتاب #بُندهش، گل مرزنگوش مخصوص به امشاسپند اردیبهشت است.

۱۴۰۰ اسفند ۲۹, یکشنبه

جشن نوروز

 

جشن نوروز بر شما همراهان گرامی فرخنده باد. #نوروز
همه ساله بخت تو پیروز باد / همه روزگار تو نوروز باد (#فردوسی)

نگارۀ جشن نوروز از شاهنامۀ طهماسبی، مجموعۀ خلیلی

برای آگاهی بیشتر دربارۀ این نسخه از شاهنامه و این نگاره به صفحات زیر مراجعه فرمایید:


Celebrating Nauruz with The Shahnama of Shah Tahmasp


The musician Barbad conceals himself in a tree
MSS 1030, folio 731
Tabriz, Iran
https://www.khalilicollections.org/collections/islamic-art/khalili-collection-islamic-art-mss-1030-folio-731/




۱۳۹۶ بهمن ۱۰, سه‌شنبه

بنیان جشن سده در شاهنامۀ فردوسی


بنیان جشن سده در شاهنامۀ فردوسی:

بگفتا فروغیست این ایزدی / پرستید باید اگر بخردی
شب آمد برافروخت آتش چو کوه / همان شاه در گرد او با گروه
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد / سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار / بسی باد چون او دگر شهریار


January 30, 2018 at 09:00PM

SADA FESTIVAL


The Encyclopædia Iranica: SADA FESTIVAL, the most important Iranian winter festival, celebrated by kindling fires. (on the 10th (Ābān) day of the month of Bahman)

See Also / بیشتر بخوانید

The Encyclopædia Iranica, Anna Krasnowolska:

SADA (Arabicized Sadaq or Saḏaq), the most important Iranian winter festival, celebrated by kindling fires. While the other seasonal festivals - Nowruz, Tiragān, and Mehragān - corresponded, at least theoretically, to the three cardinal points of the solar year (spring equinox, summer solstice, and autumn equinox accordingly), Sada fell not on the winter solstice, but forty days after it, namely on the 10th (Ābān) day of the month of Bahman (on or around 30 January in the Gregorian calendar, if calculated from the modern Solar Hejri calendar). more

January 30, 2018 at 09:10PM

۱۳۹۶ تیر ۱۲, دوشنبه

تيرگان، جشن فرشتۀ باران


تيرگان، جشن فرشتۀ باران (=تشتر, Teštar) و روز تيراندازى آرش کمانگیر (=اِرخش, Erexša) براى تعيين حدود خاک ايران و توران، فرخنده باد.

تمبر تيراندازى آرش کمانگیر

July 03, 2017 at 06:56PM

۱۳۹۵ مهر ۱۶, جمعه

۱۳۹۴ اسفند ۲۲, شنبه

چهارشنبه سوری؛ گزارش: استاد پورداود


آتش افروزى ايرانيان در پيشانی نوروز از آيين ديرين است و همه جشنهاى باستانى با آتش كه فروغ ايزدى است، پيشباز مى شود. آنچنانكه در اوستا آمده، فروردين (جشن نوروز) هنگامى است كه فرورهاى نياكان از براى سركشى بازماندگان از آسمان فرود آيند و ده شبانروز در خان و مان پيشين خود به سر برند. اين ده روز، همان آخرين پنجروز از آخرين ماه سال و پنجروزى است كه به سال میافزودند تا سال خورشيدى، درست داراى ۳۶۵ روز باشد. اين پنجروز را پنجه ـ پنجه دزديده ـ پنجوه ـ بهيزک (وهيچک) ـ گاه ـ اندرگاه ـ روزهاى گاتها میگفتند. ناگزير در روزی كه از براى پيش آمد آغاز سال آتش میافروختند و شادمانى میكردند، بيرون ازين ده روز نبود. شک نيست كه افتادن اين آتش افروزی به شب آخرين چهارشنبه سال، پس از اسلام است، چه ايرانيان، شنبه و آدينه نداشتند. هر يک از دوازده ماه نزد آنان بی كم و بيش سى روز بود و هر روز به نام يكى از ايزدان خوانده میشد، چون هرمزدروز ـ بهمن روز ـ ارديبهشت روز و جز اينها. روز چهارشنبه يا يوم الارباع نزد عربها روز شوم و نحسى است. جاحظ در المحاسن والاضداد آورده « والاربعاء يوم ضنک و نحس ».(۱) شعر منوچهرى گوياى همين روزتنگى (ضنک) و سختى و شومى است:

چهارشنبه كه روز بلاست باده بخور / بساتكين مى خور تا به عافيت گذرد

آتش افروزى در جشن چهارشنبه سوری

اين است كه ايرانيان آيين آتش افروزى پايان سال خود را به شب آخرين چهارشنبه انداختند تا با پيش آمد سال نو از آسیب روز پليدى چون چهارشنبه بركنار مانند.
در كهنترين جايى كه از آتش افروزى سورى ياد شده، در تاريخ بخاراست، تأليف ابوجعفر نرشخی (۳۴۸-۲۸۶) اين كتاب را ابونصر احمد بن محمد بن نصرالقباوى در سال ۵۷۲ از عربى بفارسى گردانيده است.
درباره جشن سورى گويد: « وچون امير سديد منصور بن نوح بملک بنشست، اندر ماه شوال سال بسيصد و پنجاه بجوى موليان، فرمود تا آن سرايها را ديگر بار عمارت كردند و هر چه هلاک و ضايع شده بود، بهتر از آن بحاصل (كردند). آنگاه امير سديد (بسراى) بنشست. [هنوز] سال تمام نشده بود كه چون شب سورى چنانكه عادت قديم است، آتشى عظيم افروختند. پاره آتش بجست و سقف سراى درگرفت و ديگر باره جملهٔ سراى بسوخت و امير سديد هم در شب بجوى موليان رفت...»(۲)
چنانكه ديده میشود، در سخن از آتش افروزى شب سورى گفته شده «عادت قديم است» ديگر اينكه گفته شده «شب سورى» بدون چهارشنبه. شک نيست كه اين آتش افروزى در پايان سال، همان جشن چهارشنبه سورى كنونى است.
ازينكه اين جشن در سه شنبه شب گرفته میشود، ازينرو است كه نزد ايرانيان، چنانكه نزد بسيارى از گروه معروف به هند و اروپايى، شب پيش از روز بشمار میرود.(۳) بسا در اوستا گفته شده: در هنگام سه شب يا در هنگام نُه شب به جاى سه روز و نُه روز. در آتش بهرام نيايش در پارهٔ ۱۶ آمده:
« بشود كه رمه اى از چارپايان از آنِ تو شود و گروهى از مردان، بشود كه از منش ورزيده و از زندگى ورزيده برخوردار شوى، بشود شاد زندگى كنى به شبهايى كه خواهى زيست »
در فروردين يشت پارهٔ ۴۹ آمده: «فرورهاى نيک تواناى پاكان در هنگام (جشن گهنبار) همسپتمدم از آرامگاهان خود بسوى زمين فرود آيند و ده شب پى در پى از براى آگاهى يافتن از بازماندگان درينجا بسر برند».

شنبه يا شنبد
به فال نيک و بروز مبارک شنبد / نبيد گير و مده روزگار خويش به بد
منوچهرى

يک واژه بابلى است به دستيارى تازيان به ايران رسيده است. آنچنان كه در آغاز گفتم، نزد ايرانيان، ماه به چهار هفته بخش نمیشده. شباتو Shabbatu كه در عربى، سبت شده، روز پانزدهم (پرماه) و روز آسايش بود.(۴)
اما سورى كه بجاى جشن بكار رفته، باين واژه چندين بار در اوستا بر میخوريم: سوئير Suirya و بمعنى چاشت بكار رفته در پهلوى و پارسى بمعنى مهمانى بزرگ گرفته شده:

در سور جهان شدم وليكن / بس لاغر بازگشتم از سور
زين سور ز من بسى بتر رفت / اسكندر و اردشير و شاپور
گر تو سوى سور میروى رو / روزت خوش باد و سعى مشكور
ناصرخسرو

سورناى، نايى است كه در مهمانى و عروسى نوازند.
در پايان بايد يادآور شد: در جشن چهارشنبه سورى از روى شعلهٔ آتش جستن و ناسزايى چون سرخى تو از من و زردى من از تو گفتن از روزگارانى است كه ديگر ايرانيان مانند نياكان خود، آتش را نمايندهٔ فروغ ايزدى نمیدانستند، آنچنانكه در آتش افروزى جشن سده كه بگفتهٔ گروهى از پيشينيان، پرندگان و چارپايان را به قير و نفت اندوده، آتش میزدند، از روزگاران پس از اسلام است.(۵)

پاورقی

۱) المحاسن والاضداد، مصر ۱۳۵۰ص۲۷۷
۲) تاريخ بخارا، به اهتمام مدرس رضوى، تهران، ص۳۲
۳) Ostiranische Kultur. Von with, Geiger, Erlangen 1882, 2. 3. 315.
۴) نگاه كنيد بجلد اول يشتها، ص۷۹
۵) جشن سده، نشريهٔ انجمن ايرانشناسى، تهران، ۱۳۲۴ص۲۲

گفتار دوازدهم از کتاب «آناهيتا»، پنجاه گفتار پورداود، بکوشش مرتضی گرجی، تهران ۱۳۴۱ ص۷۳-۷۵

نشریۀ ایرانشناسی.
اسفندماه ۱۳۹۴ خورشیدی


۱۳۹۴ بهمن ۱۰, شنبه

SADA FESTIVAL


SADA FESTIVAL, the most important #Iranian winter #festival, celebrated by kindling fires.

SADA FESTIVAL in Iran.
See Also / بیشتر بخوانید

The Encyclopædia Iranica, Anna Krasnowolska:


SADA (Arabicized Sadaq or Saḏaq), the most important Iranian winter festival, celebrated by kindling fires. While the other seasonal festivals - Nowruz, Tiragān, and Mehragān - corresponded, at least theoretically, to the three cardinal points of the solar year (spring equinox, summer solstice, and autumn equinox accordingly), Sada fell not on the winter solstice, but forty days after it, namely on the 10th (Ābān) day of the month of Bahman (on or around 30 January in the Gregorian calendar, if calculated from the modern Solar Hejri calendar; see CALENDARS ii). more


جشن سده

۱۳۹۴ آبان ۱۰, یکشنبه

جشن آبان

 

جشن آبان، آبان روز از ماه آبان = دهم آبان (بتاریخ باستانی ایران) فرخنده باد. در این روز حاجت از خداوند خواستن مبارک است (برهان قاطع). #آبان

در ایران قدیم، ستایش فرشته آب (=ناهید) در کلیّه ایران زمین و ممالک همسایه رونق تمام داشته؛ #آبان یشت در اوستا، مخصوص به بانو اردویسور ناهید است.



۱۳۹۴ مهر ۱۶, پنجشنبه

جشن مهرگان

 

روز مهر و ماه مهر و جشن فرّخ مهرگان / مهر بفزا اى نگار مهر چهر مهربان (مسعود سعد).

جشن #مهرگان bit.ly/1mWprAY

MEHRAGĀN(=Mehrgān) #Iranica flip.it/KNN7p an Iranian #festival apparently dedicated to the god Miθra/Mehr..


تمبر جشن مهرگان ۱۳۴۴ خورشیدی


See Also / بیشتر بخوانید


  • The Encyclopædia Iranica, Simone Cristoforetti: 
MITHRA ii. ICONOGRAPHY IN IRAN AND CENTRAL ASIA

MEHRAGĀN (Mehrgān/Mehregān; Ar. Mehrajān; Meherangān among the Parsis), an Iranian festival apparently dedicated to the god Miθra/Mehr (see MITHRA), occurring also in onomastics and toponymy.

https://twitter.com/iranologyscty/status/651903034348433409?s=20

https://twitter.com/iranologyscty/status/651895438480506880?s=20


۱۳۹۴ شهریور ۱۸, چهارشنبه

جشنهای خزان خاصه و عامه

 

ابوریحان بیرونی: «خزان خاصه» روز هژدهم بود از شهریور، و «خزان عامه» روز دوم ازمهرماه، هر دو عیدند و پنداری که از بهر آغاز چرخشت است و فشردن انگور.

چرخشت (= čarxošt): ۱- چرخی که با آن آب انگور گیرند. ۲- حوضی که در آن انگور بریزند و لگد کنند تا شیرهٔ آن برآید. [فرهنگ فارسی معین ج۱ص۱۲۸۰]


https://twitter.com/iranologyscty/status/641554776505716737?s=20

https://twitter.com/iranologyscty/status/641555906375737344?s=20


۱۳۹۴ مرداد ۱۰, شنبه

جشن امردادگان

جشن "امردادگان" از کجا آمده است؟ flip.it/0A9xC

زنبق سفید (Iris (Queen of Angels

جشن امردادگان را هر سال ۷ مرداد ماه برای گرامیداشت منش و کُنش یکی از فروزه‌های شش گانه خِرد و دانش فرمانروا بر فرارَوَند هستی، برگزار می‌کنند.
این جشن در ستایش و گرامیداشت مرداد روز ۷ امُرداد در تقویم ایران باستان (سومین روز اَمرداد ماه در تقویم فعلی ایران) برگزار می‌شود که یکی از جشن‌های دوازده‌گانه سالیانه در روزهای هم‌نام شدن روز و ماه اَمْشاسپند جاودانگی امرداد، همواره در کنار اَمشاسْپَند رسایی خرداد، نگهبان آب و گیاه است. ایرانیان از هزاره‌های دور، این جشن فرخنده را برگزار کرده، ستوده و گرامی داشته‌اند.
در کتاب «جشن‌های فراموش شده ایران باستان» که بهروز بیگوند آن را گردآوری کرده، آمده است: در یادگارهای کهن ایرانی، از این روز و جشن ویژه آن، سخن بسیار گفته شده است در متن پهلوی "بُندَهِش"، هم آمده است، خویش کاری امرداد در جهان مادی که نگهبانی از گیاهان روی زمین و سرسبز و بارور نگاه داشتن آن‌هاست و نماد جاودانگی و بی‌مرگی و جوانی همیشگی به شمار می‌آید.
مسعود سعد سلمان، چکامه پرداز سده پنجم هجری می‌گوید:
روز مُرداد مُژده داد بدان/که جهان شد به طبع، باز جوان
هر یک از فروزه‌های دوازده‌گانه که جشن‌های هم نامی روز و ماه برای گرامی‌داشت آن‌ها برگزار می‌شود، گل ویژه‌ای دارد. گل ویژه امُرداد، زنبق است.
در برگ ۲۵۰ برگردان فارسی آثار الباقیه ابوریحان بیرونی چنین آمده است که:
«مردادماه که روز هفتم آن مرداد روز است و آن روز را به انگیزه پیش آمدن دو نام با هم جشن می‌گرفتند. معنای امرداد آن است که مرگ و نیستی نداشته باشد. امرداد فرشته‌ای است که به نگهداری جهان و آراستن غذاها و داروها که اصل آن از نباتات است و برکنار کردن گرسنگی و زیان و بیماری‌ها می‌باشد، کارگزاری یافته است»
خیام در نوروزنامه می‌نویسد:
«مردادماه یعنی خاک، داد خویش بداد از بَرها و میوه‌های پخته که در وی به کمال رسد و نیز هوا در وی مانند غبار خاک باشد و این ماه میانه تابستان بود و قسمت او از آفتاب، مر برج اسد را باشد.»
خیام به اشتباه به جای نام اَمرداد از واژه مرداد استفاده کرده است. این جشن سزاوار شادمانی و نشاط بی‌مرگی، امروز به اشتباه تحت نام مردادگان، در بین مردم رایج است. زیرا مرداد به معنی نیستی و مرگ است اما وقتی حرف الف در اول آن قرار گیرد آن را نفی و به بی‌مرگی و جاودانگی،‌تغییر معنی می‌دهد. زیرا "امرتات" در زبان اوستایی و "امرداد" در زبان پهلوی، از ششمین امشاسپندان و یکی از صفات اهورا مزدا در گات‌هاست که دلالت بر بی‌مرگی و جاودانگی و زوال‌ناپذیری اهورا مزدا دارد.
این جشن را بیشتر در کنار چشمه سارها و باغ ها و مزرعه های خرم در دامن طبیعت برپا می کنند.
منبع: ایسنا و 
صفحۀ مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
صفحۀ امردادگان در ویکی پدیای فارسی



۱۳۹۴ تیر ۱۳, شنبه

تیر آرش کمانگیر؛ گزارش استاد پورداود

تیر آرش کمانگیر؛ گزارش استاد پورداود. ن٢ص۳۳۴-۳۳۶ #پورداود #تیرگان #جشن bit.ly/1FYxW1a


آرش کمانگیر
در فقره ۶ و ۳۷ آمده است که تشتر چُست و چالاک بسوی دریای فراخکرت بشتابد همانطوری که تیر در هوا از کمان بهترین تیرانداز آریائی اِرخش Erexša  از کوه ائیریوخشوث (Airyō.Xšutha) بطرف کوه خوانونت (Xvanvant) پرتاب گردید.
ارخش همان است که در مجمل التواریخ ارش شیوا تیر ضبط است. بهرام چوبین رقیب خسروپرویز مُدعی بود که از خاندان آرش میباشد. داستان تیراندازی آرش در جنگ منوچهر و افراسیاب برای تعیین حُدود خاک ایران و توران در ادبیّات و تاریخ ما معروف است. کوههای اریوخشوثَ و خوانونت را نمیدانیم که در کجا واقع است و امروز بچه اسمی نامیده میشود ولی میتوان گفت که اوّلی در طبرستان و دومی در مشرق ایران واقع است. 






فخرالدین گرگانی در داستان ویس و رامین گوید:
اگر خوانند آرش را کمانگیر / که از ساری به مرو انداخت یک تیر
تو اندازی بجان من ز گوراب / همی هر ساعتی صد تیر پرتاب(١)
ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه راجع بجشن تیرگان که در تیر روز در تیرماه اتفاق میافتد چنین مینویسد « پس از آنکه افراسیاب بمنوچهر غلبه نموده او را در طبرستان محاصره کرد بر این قرار دادند که حدود خاکی که از ایران باید بتوران برگزار گردد بواسطه پرش و خط سیر تیری معین شود. در این هنگام فرشته اسفندارمذ حاضر گشته امر کرد تا تیر و کمانی چنانکه در ابستا بیان شده است برگزینند، آنگاه آرش را که مرد شریف و حکیم و دینداری بود برای انداختن تیر بیاوردند. آرش برهنه شده بدن خویش بحضّار بنمود و گفت ای پادشاه و ای مردم به بدنم بنگرید، مرا زخم و مرضی نیست ولی یقین دارم که پس از انداختن تیر قطعه قطعه شده فدای شما خواهم گردید. پس از آن دست بچله کمان برد بقوت خداداد تیر از شست رها کرد و خود جان تسلیم نمود. خداوند به باد امر فرمود تا تیر را حفظ نماید آن تیر از کوه رویان(٢) باقصی نقطه مشرق بفرغانه رسید و به ریشه درخت گردکان که در دنیا بزرگتر از آن درختی نبود نشست. آن موضع را سرحدّ ایران و توران قرار دادند. گویند از آنجائى كه تیر پرتاب شد و تا به آنجائى كه فرو نشست، شست هزار فرسخ فاصله است. بنابراین جشن تیرگان بمناسبت صلح ایران و توران میباشد.(۳)
طبری نیز این داستان را ضبط کرده است عین عبارت بلعمی که از او نقل میکند چنین است « و هر دو ملک بر این عهد بستند و صلحنامه بنوشتند، پس آرش را اختیار کردند و آرش مردی بود که از وی تیراندازتر نبود و بر تلی شد، در آن حدود از آن بلندتر کوهی نیست و تیری را نشان کرد و بینداخت بر لب جیحون بزمین آمد.»(۴) روضةالصفاء در صلح میان منوچهر و افراسیاب از زبان افراسیاب چنین مینویسد « مقرّر و مشروط بر آنکه آرش از سر کوه دماوند تیری اندازد هرکجا که آن تیر فرود آمد فاصله میان دو مملکت آن محلّ بود و آرش بر قُلّه جبل دماوند رفته تیری بجانب مشرق افکنده از شست رها کرد و آن تیر از وقت طلوع آفتاب تا نیمروز در حرکت بود و هنگام استواء بر کنار جیحون افتاده. »(۵)

پاورقى

(۱) ویس و رامین صفحه ۲۸۰ چاپ کلکته ۱۸۶۵ میلادی؛ رضاقلیخان هدایت در کتاب خود فرهنگ انجمن آرای ناصری خواسته که اشتباه دیگران را که فرد اولی اشعار فوق را به نظامی نسبت داده‌اند، اصلاح کند فقط چندین اشتباه دیگری باشتباه دیگران افزوده است، از آنجمله اشعار مذکور را از داستان وامق و عذرا نقل میکند قطعاتی که از وامق و عذرا باقی مانده‌است متعلق بعنصری است و شعرائی که بعدها آنرا اقتباس کرده‌اند نسبةً متاخر هستند.
(۲) رویان اسم ناحیه و شهری بوده‌است در طبرستان. رجوع کنید به  معجم البلدان
و به Eranšahr von Marquart S.136.
(۳) آثارالباقیه چاپ زاخو ص ۲۲۰
(۴) بلعمی چاپ کانپور ۱۹۱۶ میلادی ص ۱۱۵
(۵) رجوع شود به روضةالصفاء چاپ لکنهو ۱۹۱۴ میلادی ص ۱۸۵

[ یشت ها، بخش نخست گزارش استاد پورداود ص۳۳۴-۳۳۶ ]


اشاره:
این گزارش دلکش و با ارزش از استاد پورداود را در تاریخ ۱۷ آذرماه ۱۳۸۵ در صفحهٔ دیگری برای دوستداران انتشار داده بودم. آن صفحه بهمراه چند گزارش و مقاله، همانند بسیاری از صفحات سودمند زبان فارسی در فضای مجازی بیکباره از ادامه باز مانده‌است. در اینباره خواهم نوشت.

نشریۀ ایرانشناسی.

نگاه کنید به: The Encyclopædia Iranica: ĀRAŠ


۱۳۹۳ بهمن ۱۰, جمعه

«جشن سده» گزارش استاد پورداود


«جشن سده» گزارش استاد پورداود

در انجام این مقال بی مناسبت نیست که چند سطر درخصوص جشن سده نوشته شود. چه این عید مناسبت مخصوصی با آتش دارد. از زمان بسیار قدیم تا بامروز (نزد زرتشتیان کرمان) در سده آتش افروزی میشود. این جشن که در دهم بهمن ماه اتفاق می‌افتد، بنا بسنّت روزی است که آتش پیدا شده است. در ادبیّات فارسی بسا باین اسم برمیخوریم. فرهنگها برای وجه تسمیه این عید بسده دلایل بسیاری ذکر کرده‌اند. برخی نوشته‌اند این عید را از این رو سده گویند برای آنکه در این روز فرزندان آدم ابوالبشر بصد رسیدند. برخی دیگر نوشته‌اند برای آنکه پسران و دختران کیومرث در این روز بسنّ رُشد و تمیز رسیدند و شب آن روز را بفرمان کیومرث جشن گرفتند و شادمانی نمودند. در این جا لازم است یادآور شویم که در مزدیسنا کیومرث بجای آدم ابوالبشر سامی است.۱
البته سنت قدیم ایران در کتاب التفهیم فی صناعة التنجیم که در سال ۴۲۰ یا ۴۲۵ بتوسط ابوریحان تألیف شده است، بهتر محفوظ مانده و بیشتر قابل اعتماد است. اینک عبارت فارسی ابوریحان « سذه آبان روز است از بهمن ماه و آن دهم باشذ و اندر شبش که روز دهم است و میان روز یازدهم آتشها زنند بکوز و باذام و کرد بر کرد آن شراب خورند و لهو و شاذی کنند و نیز گروهی از آن بگذرند بسوختن جانوران و اما سبب نامش آنست که از او تا نوروز پنجاه روز است و پنجاه شب و نیز گفتند که از فرزندان پذر نخستین سذ تمام شذ. اما سبب آتش کردن و برداشتن آنست که بیوراسب توزیع کرده بوذ بر مملکت خویش هر روز دو مرد تا مغزشان بذان دوریش کنذ که بر کتفهاء او بوذ و او را وزیری بوذ نام او رماییل نیک دل و نیک کردار و از آن دو تن یکی یله کردی و پنهان او را بدنباوند فرستاذی چون آفریذون ویرا بگرفت سرزنش کرد و این رماییل گفت توانائی من آن بوذ که از دو کشته یکی برهانیذمی و جمله ایشان در پس کوه‌اند با وی سواران فرستاذ تا بدعوی او نگرند و او کسی را پیش فرستاذ و بفرموذ هر کسی بر بام خانه خویش آتش افروختند زیرا که شب بوذ خواست که بسیاری ایشان بدیذ آیذ پس نزدیک آفریذون بموقع افتاذ و او را آزاذ کرد و بر تخت زرین نشاند و مسمغان نام کرد ای مه مغان و پیش از سذه روزیست او را بر سذه گویند و نیز نو سذه گویند و حقیقت از وی چیزی نذانستم. »۲
سنّت دیگری در شاهنامه محفوظ مانده و بنیان جشن سده بهوشنگ نسبت داده شده است از این قرار روزی هوشنگ با همراهانش از کوهی میگذشت ماری سیاه رنگ و بسیار بزرگ و با چشمهای سرخ از دور بدید. سنگی برگرفته بسوی آن انداخت، مار بگریخت سنگ خرد بسنگ بزرگتری رسیده بشکست و شراره از آن برخاست. هوشنگ خدای را از این فروغ سپاس گفته آن را قبله قرار داد.

بگفتا فروغیست این ایزدی/ پرستید باید اگر بخردی
شب آمد برافروخت آتش چو کوه/ همان شاه در گرد او با گروه
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد/ سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار/ بسی باد چون او دگر شهریار


پاورقی
۱ در فرهنگها نیز سده اسم درخت بسیار بزرگی است که بخصوصه در دارالمرز و ماوراءالنهر ميرويد و از برگ انبوه و ثمرهٔ آن پشه تولید میشود. آن را آغال پشه و پشه غال و پشه دار و در دار گویند و بعربی شجرة البق خوانند.
٢ از یک نسخهٔ خطی که در کتابخانه ملی پاریس موجود است. متأسفانه در اوقات استخراج لغات فارسی این کتاب غفلت نموده شماره آن را ضبط نکرده‌ام.

  
يشت‌ها، بخش نخست - گزارش استاد پورداود
ن۲ص۵۱۴-۵۱۵

بیشتر بخوانید/ See Also
---
سده (sad-a(-e [سد=صد+ه]
[جشن سده در ۱۰بهمن يعنى صدروز پس از آغاز زمستان پنج ماههٔ ایران باستان گرفته میشد] جشنی که در ایران باستان و قرون اولای اسلام در روز دهم بهمن ماه گرفته میشد و در آن جشن آتش افروزی میکردند. این جشن را زردشتیان هنوز هم بر پا میدارند.

فرهنگ فارسی دکتر محمد معین
چاپ دوم ۱۳۵۳
جلد۲ص۱۸۴۷

---
جشن سده در دانشنامه ایرانیکا (The Encyclopædia Iranica: SADA FESTIVAL)
---

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۵, دوشنبه

گهنبار ميديوزرم